گوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گَ یا گُ) [ آرا. سر. تر. ] (اِ.)کفل، سرین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گَ یا گُ) [ آرا. سر. تر. ] (اِ.)کفل، سرین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوت . [ گ َ / گُو ] (اِ) کفل و سرین مردم را گویند، و به ضم اول و ثانی مجهول، به زبان ترکی نیز همین معنی دارد. (برهان ) (آنندراج ). ترکی است، در ترکی جغتایی «کوت » (سرین ). «جغتایی ص ٤٦٣». (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).
گوت . [ گُت ْ ] (اِخ ) قومی آلمانی که ابتدا در نزدیکی مصب رود ویستول ساکن بودند و سپس به مشرق اروپا رفتند. استروگتها (گت های مشرق ) در قرن ٣م . در پانونی و مزی ساکن بودند. گتهای غربی یا ویزی گت به سرپرستی آلاری (پادشاه آنان متوفی به سال ٤١٠ م .) در سال ٤١٠ م . امپراتوری رم را محاصره کردند.در فارسی بیشتر این کلمه را به صورت گت می نویسند.