گواله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گواله . [ گ ُ ل َ / ل ِ ] (اِ) در تکلم مردم خراسان، گاله ٔ خاک و خشت کشی . (فرهنگ نظام ). در لهجه ٔ مردم قزوین و قم و برخی شهرهای دیگر نیز بدین معنی به کار میرود. جوال . جالق . گوال . و رجوع به گوال شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گواله . [ گ ُ ل َ / ل ِ ] (اِ) در تکلم مردم خراسان، گاله ٔ خاک و خشت کشی . (فرهنگ نظام ). در لهجه ٔ مردم قزوین و قم و برخی شهرهای دیگر نیز بدین معنی به کار میرود. جوال . جالق . گوال . و رجوع به گوال شود.