گوارشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوارشت . [ گ ُ رِ ] (اِمص، اِ)(از: گوار+ -ِشت، پسوند اسم مصدر) به معنی گوارش است که ترکیبی باشد که به جهت هضم طعام خورند. (برهان ): و چون معده پاک کرده باشند تریاق بزرگ وگوارشتهاء گرم به کار برند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). قرص لیموی و گوارشت لطیف عنبر گلشکر باشد و گلقند و شراب دینار. بسحاق اطعمه (چ دیوان چ قسطنطنیه ص ١٣). ◄ گوارش . عمل گواریدن : نان آن مدخل ز بس زشتم نمود از پی خوردن گوارشتم نبود. رودکی . و رجوع به گوارش شود.