فرهنگ لغت

گهزن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گهزن .[ گ َ زَ ] (اِ) یکی از افزار کفش دوزی است . (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ سروری ) (ناظم الاطباء) : گمان برم [ که ] به زراقی و به حیله گری ز کلک و گهزن و سنگ تراش و نشکرده تراش کرده بوی آرزوی زرد و هزار درست و نیمه برون از قراضه و خرده . سوزنی .

معنی گهزن | فرهنگ لغت