گهرو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گهرو. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد. واقع در ٣٠هزارگزی جنوب باختر بروجن متصل به راه شلمزار به بروجن . محلی کوهستانی و هوای آن معتدل و سکنه ٔ آن ٣٣٣١ تن است . آب آن از قنات و چشمه تأمین میشود. محصولات آن غلات، حبوب، زردآلو، سیب و انگور و شغل اهالی زراعت است . دبستان و قلعه ٔ قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
گهرو. [ گ ُ هََ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بلورد بخش مرکزی شهرستان سیرجان . واقع در ٥٧هزارگزی جنوب خاوری سعیدآباد و ٦هزارگزی شمال راه فرعی بافت به سیرجان . سکنه ٔ آن ١٥ تن است . مزارع چشمه بغل و چنارکف جزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).