گندوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گندوز. [ گ ُ ] (اِ) جوالدوز، و آن را گندوزه نیز گویند. (فرهنگ شعوری ج ٢ ورق ٣١٩).
گندوز. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان که در ٤٦٠٠٠ گزی باختر قصبه ٔ رزن و ٢٢٠٠٠ گزی باختر دمق واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه ٔ آن ٧٧٦ تن است . آب آن از چشمه و قنات بابانظر تأمین میشود. محصول آن غلات دیم و لبنیات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است و در تابستان از قادرخلج اتومبیل میتوان بُرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).