گنده پز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنده پز. [ گ َ دَ / دِ پ َ ] (نف مرکب ) آنکه چیزهای پست و متعفن پزد، چون شکنبه و روده و امثال آن . ◄ آنکه بد پزد : اوستاد تمام گنده پزان . شیخ بهائی . - امثال : هر گنده پزی را گنده خوری است . (از شاهد صادق )، نظیر: هر گنده خوری را گنده پزی می باید. (از مجموعه ٔ امثال چ هند) (امثال و حکم دهخدا ج ٤ ص ١٩٧٣). رجوع به گنده پزی شود.