گندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گندن . [ گ َ دَ ] (مص ) گندیدن و بدبو شدن . (آنندراج ). پوسیدن و گنده شدن و بوی بد کردن و تند و بدبوی شدن . (ناظم الاطباء). ◄ گرم شدن . (شعوری ج ٢ ورق ٣٠٣) (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گندن . [ گ َ دَ ] (مص ) گندیدن و بدبو شدن . (آنندراج ). پوسیدن و گنده شدن و بوی بد کردن و تند و بدبوی شدن . (ناظم الاطباء). ◄ گرم شدن . (شعوری ج ٢ ورق ٣٠٣) (ناظم الاطباء).