گندآوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گندآوری . [ گ ُ وَ ] (حامص مرکب ) سپاهیگری و مردانگی . (از فرهنگ اسدی نخجوانی ). دلاوری . جنگجویی . صفت گندآور : بدان تا ز فرزند من بگذری بلندی گزینی و گندآوری . فردوسی . ◄ سروری . سپهسالاری . امارت . پادشاهی : بدو گوهر از هر کسی برتری سزد بر تو شاهی و گندآوری . فردوسی . همان یاره و تاج و انگشتری همان طوق و هم تخت گندآوری . فردوسی .