گنج بار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنج بار. [ گ َ ج ِ ] (اِخ ) نام گنج هشتم خسروپرویز است و آن به گنج گاو شهرت دارد و این گنجی است که خسرو به رهنمونی دهقانی یافت و آن گنج صد آفتابه پر از زر و جواهر بوده از جمله دفاین ذوالقرنین، و این گنج را گنج شادآورد هم می گویند. (برهان ). رجوع به فرهنگ شعوری ج ٢ ص ٢٩٦ شود.
گنج بار. [ گ َ ] (اِ مرکب ) از عالم رودبار و دریابار. (آنندراج ) (بهار عجم ). جائی که گنج بسیار باشد : بیارم نشانش بر تخت یار وز آن پس گشایم درگنج بار. فردوسی (از بهار عجم و آنندراج ).