فرهنگ لغت

گنبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گنبی . [ گ َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیر بخش خورموج شهرستان بوشهر که در ٩٠٠٠٠گزی جنوب خاوری خورموج در جنوب کوه نمک واقع شده است . هوای آن گرم مالاریایی و سکنه اش ٨١ تن است . آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، خرما و تنباکو و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).

معنی گنبی | فرهنگ لغت