گنبدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنبدان . [ گُم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لواز بخش قروه ٔ شهرستان سنندج که در ٢٦٠٠٠گزی جنوب خاور گل تپه و ٧٠٠٠گزی خاور راه شوسه ٔ همدان به بیجار واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه اش ٥٠٠ تن است . آب آن از چشمه و قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات، انگور، صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است که در تابستان از راه خوشاب اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
گنبدان . [ گُم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هریس بخش مرکزی شهرستان سراب که در ٢٠٠٠ گزی خاور سراب و ١٠٠٠ گزی راه شوسه ٔ سراب به تبریز واقع شده است . هوای آن معتدل و سکنه اش ٣٣٠ تن است . آب آن از چشمه و چاه تأمین میشود. محصول آن غلات و بزرک و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).