گنبد گل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گنبد گل . [ گُم ْ ب َ دِ گ ُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غنچه ٔ گل . (برهان ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : فریب گنبد نیلوفری مخور که کنون اجل چو گنبد گل برشکافدش عمدا. خاقانی . قمری گفتا ز گل مملکت سرو به کاندک بادی کند گنبد گل را خراب . خاقانی . رجوع به گنبده گل شود. ◄ پیاله ٔزرین . (برهان ) (آنندراج ).