گمیختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گُ تَ) [ په. ] (مص م.)<BR>۱- آمیختن.<BR>۲- ادرار کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گُ تَ) [ په. ] (مص م.) ۱- آمیختن. ۲- ادرار کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گمیختن . [ گ ُ ت َ ] (مص ) (از: گمیخ (= گمیز [ هَ م ])+ تن (پسوند مصدری ) پهلوی گومختن (مخلوط کردن )، ایرانی باستان ظاهراً وی میک، سانسکریت میکش . جزء اول پیشوند است بمعنی بد، ضد و جزء دوم بمعنی آمیختن لغتاً، یعنی بد آمیختن . مخلوط کردن . قاتی کردن . پیشاب ریختن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).