گلیمینه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلیمینه . [ گ ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، اِ) از گلیم بافته . آنچه از پشم درست شود.پشمین درشت : ... و سخنهای درشت گفت، پس گفت : شما دانید که من اینجا که آمدم، لباس شما گلیمینه بود و طعام شما درشت و من شما را توانگر کردم . (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ). و از وی [ از چغانیان ] پای تابه خیزد و گلیمینه و بساط پشمین . (حدود العالم ).