گلیزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلیزه . [ ] (اِ) سبو بود. (فرهنگ اسدی ) : چو کرد او گلیزه پر از آب جوی به آب گلیزه فروشست روی . منطقی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلیزه . [ ] (اِ) سبو بود. (فرهنگ اسدی ) : چو کرد او گلیزه پر از آب جوی به آب گلیزه فروشست روی . منطقی .