گلیرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلیرد. [ گ ِل ْ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مشک آباد بخش مرکزی شهرستان شاهی که در ٥٠٠٠گزی جنوب خاوری جویبار واقع شده است . هوای آن معتدل و سکنه اش ٧٦٠ تن است . آب آنجا از رودخانه و رود ماچک تأمین میشود. محصول آن برنج، غلات، پنبه و صیفی و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
گلیرد. [ گ ِل ْ ی ِ] (اِخ ) دهی است از دهستان اهلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل که در ١٠٥٠٠گزی شمال باختری آمل و ٣٠٠٠گزی باختر راه شوسه ٔ آمل به محمدآباد واقع شده است . هوای آن معتدل و سکنه اش ٣٤٠ تن است . آب آنجا از چشمه ٔ چائوسر و فاضلاب دارابکلا تأمین میشود. محصول آن برنج، کنف، حبوبات، پنبه و مختصر غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).