گلیجان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلیجان . [ گ ُ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای شهرستان شهسوار است . این دهستان در قسمت جنوب و جنوب باختری و باختر شهسوار واقع شده قرای آن از نزدیکی شهر الی ٢٠٠٠٠گزی بین دریا و کوهستان جنوبی واقع گردیده است . هوای دهستان مانند سایر نقاط شمال مرطوب و معتدل است . آب قرای دهستان از رودخانه های چشمه گیله یترم، چالکرود، گرگ رود و سینه رود که عموماً از ارتفاعات جنوبی سرچشمه میگیرند مشروب میشود. محصول عمده ٔ دهستان در درجه اول، برنج و مرکبات است . در سالهای اخیر درحدود ابتدای ارتفاعات چایکاری معمول رو به تزاید است . راه شوسه ٔ شهسوار به رامسر از شمال و راه قدیم شهسوار به رامسر تقریباً از وسط آبادیهای این دهستان میگذرد. جمیع قرای دهستان ٧٤ آبادی بزرگ و کوچک و جمعیت آن در حدود ١٥هزار تن است . مرکز دهستان گلیجان و قرای مهم آن به شرح زیر است : شیروز، سلیمان آباد، کشکو، چالکش و لزربن . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
گلیجان . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ابرج بخش اردکان که در ٧٩٠٠٠گزی خاور اردکان و ١٠٠٠گزی راه فرعی پل خان به خانی من واقع شده است . هوای آن معتدل و سکنه اش ١٩٢ تن است . آب آنجا از چشمه ٔ قدمگاه تأمین میشود. محصول آن غلات و برنج و شغل اهالی زراعت وراه آن فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
گلیجان . [ گ ُل ْ لی ] (اِخ ) دهی است از دهستان کیوی بخش سنجید شهرستان هروآباد که در ١٥هزارگزی جنوب مرکز بخش کیوی و ٦هزارگزی راه شوسه ٔ هروآباد به میانه واقع شده است . هوای آن سرد و دارای ٣٥٩ تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن راه شوسه ٔ است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).