گلاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گُ) (اِمر.) عرقی که از یک قسم گل مشهور به گل محمدی یا گل سرخ گرفته میشود و معطر است.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گُ) (اِمر.) عرقی که از یک قسم گل مشهور به گل محمدی یا گل سرخ گرفته میشود و معطر است.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلاب . [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میمند بخش شهربابک شهرستان یزد، واقع در ٣٦هزارگزی شمال خاور شهربابک و ١١٥٠٠گزی راه فرعی فیض آباد به شهربابک . هوای آن معتدل و دارای ١٢٢ تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول آن غلات است . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالی و کرباس بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
گلاب . [ گ ُ ] (اِ مرکب ) نوعی از نیلوفریان که دارای گلهای رنگین است و در برکه ها میروید.
گلاب . [ گ ِ ] (اِ مرکب ) آب با گل آمیخته . (ناظم الاطباء).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه