گل فام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گُ) (ص مر.) گلگون، گلرنگ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گُ) (ص مر.) گلگون، گلرنگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گلفام . [ گ ُ ] (ص مرکب ) گلرنگ . (آنندراج ). به رنگ گل . گلگون . (ناظم الاطباء) : بر یا خواب چو زاهد نبود بیداری چند جامی بکش از باده ٔ گلفام بخسب . خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ٧٠٠). مرا همچنین چهره گلفام بود بلورینم از خوبی اندام بود. سعدی (بوستان ). تمام فهم نکردم که ارغوان و گل است در آستینش یا دست و ساعد گلفام . سعدی (طیبات ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی
نام زنانه