گل سفید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل سفید. [ گ ِ س َ / س ِ ] (اِ مرکب ) گل گیوه . گل یزدی . گل قزوین . معادن این گل در لرستان، نائین، یزد و سایر نقاط ایران یافت میشود.
گل سفید. [ گ ُ ل ِ س َ / س ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از گل سرخ که سفید و خوشبوی میباشد، چنانکه در هندوستان گل سبوتی گویند. (آنندراج ). گل مشکین . ورد چینی . (مجمع الجوامع) : به هر زمین که برافکند سایه ٔ رخ و زلف گل سفید بر او توده کرد و مشک سیاه . حکیم ازرقی (از آنندراج ).
گل سفید. [ گ ُ س َ / س ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش دهدز شهرستان اهواز واقع در ٢٣هزارگزی شمال باختری دهدز. هوای آن معتدل و دارای ١٤٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).