گل زرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ٣هزارگزی شمال الیگودرز، کنار راه مالرو الیگودرز. هوای آن معتدل و دارای ٢٦١ تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول آن غلات، لبنیات، پنبه و چغندرقند است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی و راه آن اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دره صیدی بخش اشترینان شهرستان بروجرد، واقع در ١٦هزارگزی شمال خاوری اشترینان، کنار راه مالرو کوشکی بالا به اشترینان . هوای آن سرد و دارای ٧٢٦ تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول آن غلات است . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
گل زرد. [ گ ُ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی شهرستان بهبهان واقع در ٢٠هزارگزی شمال باختری بهبهان و ٢٠هزارگزی شمال راه شوسه ٔ بهبهان به اهواز. هوای آن گرم و دارای ١٥٣ تن سکنه است . آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات، برنج، کنجد، حبوبات، پشم و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).