گل رعنا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل رعنا. [ گ ُ ل ِ رَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گل دوروی . (آنندراج ). گل دورنگ و آن گلی باشد از اندرون سرخ و بیرون زرد. (غیاث ). وردالحماق . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). گل قحبه . وردالفجار : جفت پرکبر نیش بی شهد است گل رعنا دوروی و بدعهد است . سنایی (حدیقةالحقیقة). باد در روی گل رعنا حدیثی گفت سرد با وجود قحبگی شد سرخ رو از انفعال . سلمان ساوجی . ز دنیا سوی عقبی ̍ شو که مانند گل رعنا از آن رو ارغوان چینی از این رو زعفران بینی . ملا تجلی .