گل خواندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. خا دَ) (مص ل.) در اصطلاح قماربازان همة نقد خود را یکباره بر داو نهادن، در این موقع کلمة «گل» را بر زبان رانند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. خا دَ) (مص ل.) در اصطلاح قماربازان همه نقد خود را یکباره بر داو نهادن، در این موقع کلمه «گل» را بر زبان رانند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل خواندن . [ گ ُ خوا / خا دَ ] (مص مرکب ) به اصطلاح قماربازان ولایت همه نقد خود را در یک بار برداو نهادن چه وقتی که همه نقد خود را یک بار بر داومی نهند آن وقت لفظ گل به ضم کاف فارسی بر زبان میرانند، چنانچه قماربازان هند در چنین حالتی لفظ جهل به ضم جیم عربی مخلوطالتلفظ بها میگویند. (آنندراج ).