گل انگبین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل انگبین . [ گ ُ اَ گ َ ] (اِ مرکب ) گلی که با انگبین آمیزند چنانکه گلقند. گلی که با قند آمیزند. (فرهنگ رشیدی ) : گر بر کران دجله کسی نام او برد آب انگبین ناب شود گل گل انگبین . عمادی مروزی (از احوال و آثار رودکی تألیف سعید نفیسی ص ١١٩٢). ◄ معجونی از گل سوری و عسل . (مفاتیح ). ◄ دارویی که با گل و انگبین سازند، مانند: گلقند و گلشکر. جلنجبین . گلشکر : زاهد گفتا چه جای این است این نیست گیا گل انگبین است . نظامی . کو کسی کو گل انگبین نخورد مخوراد آن کسی که این نخورد. نظامی .