گل افکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل افکندن . [ گ ُ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گل انداختن . ◄ مجازاً سرخ شدن گونه ها بمانند گل یا به رنگ دیگر درآمدن : سرخی رخساره ٔ آن ماهروی بر دو رخ من دو گل افکند زرد. فرخی . و رجوع به گل انداختن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گل افکندن . [ گ ُ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گل انداختن . ◄ مجازاً سرخ شدن گونه ها بمانند گل یا به رنگ دیگر درآمدن : سرخی رخساره ٔ آن ماهروی بر دو رخ من دو گل افکند زرد. فرخی . و رجوع به گل انداختن شود.