گشت زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گَ. زَ دَ) (مص ل.) سیر کردن، گردیدن، گردش کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گَ. زَ دَ) (مص ل.) سیر کردن، گردیدن، گردش کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گشت زدن . [ گ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) سیر کردن و گردیدن . (آنندراج ) : به زندان غمم چون لاله در خون کی بود یارب که چون نرگس قدح بر کف زنم گشت چمن با او. بنای هروی (از آنندراج ).