گشاده رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گشاده رو. [ گ ُ دَ / دِ ] ص مرکب ) روباز مقابل روبسته . چهره ٔ روپوش نگرفته . بی حجاب : خوبرویان گشاده رو باشند تو که روبسته ای مگر زشتی ؟ سعدی . اما در خلوت با خاصان گشاده رو و خوشخو آمیزگار اولیتر. (گلستان ). ◄ خوشگل . مقبول . زیبا : زآن روی که بس گشاده روی است مویم چو زبان، زبان چو موی است . نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی