گسل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گُ سَ. کَ دَ) (مص م.) فرستادن، روانه کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گُ سَ. کَ دَ) (مص م.) فرستادن، روانه کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گسل کردن . [ گ ُ س ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مخفف گسیل کردن : این بگفت و لشکر را گسل کرد. (اسکندرنامه ٔ نسخه ٔ خطی سعید نفیسی ). رجوع به گسیل کردن شود.