گریه انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گریه انداختن . [ گ ِرْ ی َ / ی ِ اَ ت َ ] (مص مرکب ) در تداول عامه یا به گریه انداختن . گریاندن . گریانیدن : چو عشق افگند در دل شور مژگان گریه اندازد جهد هر گه که برقی لاجرم باران شود پیدا. سنجر کاشی (از آنندراج ).