گرگو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرگو. [ گ ُ ] (اِخ ) قصبه ای است در کلار. نصیرالدوله شهریاربن کیخسرو (٧١٧ - ٧٢٥ هَ. ق .) قصبه و قصری و بازاری در گرگو ساخت که لابد همان کرکو است که در ٨٥٠ هَ . ق . اقامتگاه ملک اویس بن کیومرث در کرگوگردن بود و بدون شک همان کرکو یا گرگواست . (ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ٢٠٦).