گرگساران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرگساران . [ گ ُ ] (اِخ ) قریه ای ازبلخ و عرب آن را جرجسار تعریب کرده اند : بتوران زمین اندر آرم سپاه کنم کشور گرگساران تباه . دقیقی . سوی کشور گرگساران رسید به فرمان یزدان مر او را بدید. فردوسی . چون سام به گرگساران بازرفت، افراسیاب روی به زمین ایران نهاد. (مجمل التواریخ والقصص ص ٤٤).