گرکان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرکان . [ گ َ ] (اِ) نوعی گز در راه کرمان به بندرعباس .
گرکان . [ گ ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گوک بخش شهداد شهرستان کرمان، واقع در ١٠٥٠٠٠گزی جنوب شهداد، سر راه فرعی گوک به شهداد، دارای ٢٠ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
گرکان . [ گ َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یوسف وند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد، واقع در ٢٣ هزارگزی شمال باختری اشتر و ٤ هزارگزی باختر جاده ٔ اتومبیل رو خرم آباد به کرمانشاه . منطقه ای است سردسیر و مالاریائی . دارای ٥٤٠ تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه ٔ کهمان تأمین میشود. محصول آن غلات وتریاک و حبوبات و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری راه آن مالرو است . ساکنین از طایفه ٔ یوسف وند هستند. این آبادی در دو محل بفاصله ٔ ٢ هزار گز دور ازهم واقع شده اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).