فرهنگ لغت

گرمازدگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گرمازدگی . [ گ َ زَ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) گرمائی شدن . بیمار شدن بر اثر حرارت بسیار. رجوع به گرمائی شدن شود : و باز استاد ما گفتی خمار بنشاند و گرمازدگی را نیک بود [ یعنی فقاع و شلماب ] و دیگر نفعتی نیست از او. (هدایةالمتعلمین ربیعبن احمدالاخوینی ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی گرمازدگی | فرهنگ لغت