فرهنگ لغت

گردافشانی کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گردافشانی کردن . [ گ َ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تکاندن . تکان دادن چیزی : چون فقها درمی آمدند و نمد را برمیداشتند تا گردافشانی کنند درمها ریخته میشد حیران میشدند. (افلاکی ).

معنی گردافشانی کردن | فرهنگ لغت