فرهنگ لغت

گرد خوردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گرد خوردن . [ گ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) گردآلود شدن . (آنندراج ) : میخورد گرد عبث محمل لیلی در دشت نیست جز عشق تمنای دگر مجنون را. صائب (از آنندراج ). آزادگان بجای رسیدند و ما همان زآن رهروان که گرد پس کاروان خورند. نظیری (از آنندراج ).

معنی گرد خوردن | فرهنگ لغت