گرانبها
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرانبها. [ گ ِ ب َ ] (ص مرکب )نفیس . قیمتی . ثمین . باارزش . سنگین قیمت : وی ماه سبک عنان تر از عمر چون عمر گرانبهات جویم . خاقانی . ای درّ گرانبهاتر از روح چون روح سبک لقات جویم . خاقانی . گرچه گهری گرانبها بود چون مه به دهان اژدها بود. نظامی .