گرانبها
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. بَ) (ص مر.) نفیس، باارزش، قیمتی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. بَ) (ص مر.) نفیس، باارزش، قیمتی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرانبها. [ گ ِ ب َ ] (ص مرکب )نفیس . قیمتی . ثمین . باارزش . سنگین قیمت : وی ماه سبک عنان تر از عمر چون عمر گرانبهات جویم . خاقانی . ای درّ گرانبهاتر از روح چون روح سبک لقات جویم . خاقانی . گرچه گهری گرانبها بود چون مه به دهان اژدها بود. نظامی .
فرهنگ طیفی واژهدان
قیمتی، پرارزش، نفیس، فاخر، ثمین، بهادار، گرانقیمت، مرغوب، ارجمند، ارزشمند، ذیقیمت، سودمند، مفید تجملی، لوکس، تجملاتی اعلا، دونبش، سهنبش، دوبر، دودهنه، صفات ساختمان
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی