گرانبار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرانبار کردن . [ گ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سنگین کردن بار. ثقیل کردن حمل . وزین نمودن بار : بفرمود شه تا از آن خاک زرد شتربان صد اشتر گرانبار کرد. نظامی . ◄ بسیار بارور شدن درخت : مهر تو بر دل من تا به جگر بیخ زده ست شاخها کرده بلند و بارها کرده گران . فرخی .