گران دست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گران دست . [ گ ِ دَ ] (ص مرکب ) کنایه از کسی است که کارها را بسیار دیر و به تأنی و درنگ کند. (برهان ). کسی که کارها را بدیر کند و این مقابل سبک دست است . (آنندراج ) : مهترند آنچه زآن گران دستند کهترند آنچه زآن سبکپایند. مسعودسعد. تو نکوتر کسی ایرا که سبک دست تری خیز و برهان ز گران دستی اغیار مرا. خاقانی .