گران بودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گران بودن . [ گ ِدَ ] (مص مرکب ) آبستن بودن . حامل بودن : گران بود و اندر شکم بچه داشت همی از گرانی بسختی گذاشت . فردوسی . ◄ گران بودن بیمار کنایه از مشرف بودن بیماربر مرگ . (آنندراج ). کنایه از اشتداد بیماری که بیم مرگ در آن باشد. (مجموعه ٔ مترادفات ص ٧١) : پروانه تا دم صبح مشکل که زنده ماند بیدار باش ای شمع بیمار ما گران است . نصرت (از آنندراج ).