گذاشته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گُ تِ یا تَ) (اِمف.)<BR>۱- عبور داده، گذرانیده.<BR>۲- عبور کرده، گذشته.<BR>۳- سپری کرده.<BR>۴- نهاده، قرار داده.<BR>۵- جا داده، مقیم کرده.<BR>۶- رها کرده، ترک کرده.<BR>۷- عفو کرده، بخشوده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گُ تِ یا تَ) (اِمف.) ۱- عبور داده، گذرانیده. ۲- عبور کرده، گذشته. ۳- سپری کرده. ۴- نهاده، قرار داده. ۵- جا داده، مقیم کرده. ۶- رها کرده، ترک کرده. ۷- عفو کرده، بخشوده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گذاشته . [ گ ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) صفت مفعولی از گذاشتن . رجوع به معانی گذاشتن شود: سائبه ؛ گذاشته شده . مُسرَدَح ؛ بر سر خود گذاشته . (منتهی الارب ). متروک : بسی قلعه ٔ نامور داشته ز بیداد بدخواه بگذاشته . نظامی .