گذار آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گذار آوردن . [ گ ُ وَ دَ ] (مص مرکب ) گذشتن . عبور کردن، مرور کردن : نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم . حافظ. عماری دار لیلی را که مهدماه در حکم است خدایا در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد. حافظ.