گته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گته . [ گ ُ / گ َ ت َ / ت ِ ] (ص ) گت . رجوع به گت شود. بزرگ و عظیم و کبیر. (برهان ) (آنندراج ). درشت . کلان . کلفت . تناور. تنومند. (رشیدی ). گپ : حیف از گته میر و خاندان گته میر. (از جهانگیری و رشیدی ) (آنندراج ). این گته نقطه تعلق به متن دارنه . (نقطه ای از کلمه ای در کتاب ساقط بود طلبه ٔ مازندرانی برای تصحیح نقطه ای در حاشیه ٔ کتاب گذاشت، چون احتمال داد که خواننده ملتفت نشود هرچه بزرگتر کرد و باز چون دید ممکن است قراء ندانند این نقطه مال کجاست با خط جلی در زیر نقطه نوشت، یعنی این نقطه بزرگ متعلق به متن است ).
گته . [ گ ُ ت ِ ] (اِخ ) شاعر آلمانی . رجوع به گوته شود.