گاییدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاییدن . [ دَ ] (مص ) رجوع به گائیدن شود. شعوری بیت ذیل را از ابوالمعالی شاهد آورده است : زن گرفتن سود دارد لیک ذوق دل نبود میکند دفع وطر گاییدنش دردسر است . شعوری (ج ٢ ورق ٣٠١).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاییدن . [ دَ ] (مص ) رجوع به گائیدن شود. شعوری بیت ذیل را از ابوالمعالی شاهد آورده است : زن گرفتن سود دارد لیک ذوق دل نبود میکند دفع وطر گاییدنش دردسر است . شعوری (ج ٢ ورق ٣٠١).