گاویس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاویس . (اِ) ظرفی که شیر و دوغ در آن کنند. (برهان ) (آنندراج ). و محتمل است مصحف «گاودوش » باشد، چه در خراسان آن را «گاودوش » گویند. رجوع به حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین شود. در شرفنامه ٔ منیری گاویش آمده است .
گاویس . (اِخ ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع در ١٤ هزارگزی جنوب مهاباد، در مسیر شوسه ٔ مهاباد به سردشت . کوهستانی، معتدل مالاریائی، دارای ٣٠ تن سکنه . آب آنجا از رودخانه ٔ مهاباد، محصول آنجا غلات چغندر، توتون، حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی جاجیم بافی . راه آن ارابه رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).