گاوگان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاوگان . (اِخ ) قصبه ای از دهستان گاوگان بخش دهخوارقان شهرستان تبریز، واقعدر ٧ هزارگزی شمال باختری دهخوارقان و مرکز دهستان گاوگان در مسیر شوسه ٔ تبریز مراغه، جلگه، معتدل، دارای ٣٠٩٦ تن سکنه . آب آن از چشمه و قنات و رودخانه ٔ دهخوارقان، محصول آنجا غلات و حبوبات و کشمش و بادام وزردآلو. شغل اهالی زراعت و گله داری و استخراج نمک از آب دریاچه ٔ ارومیّه است . دارای دو کارخانه ٔ کالیفرنی و مختصر پارچه بافی دستی و دبستان و شعبه ٔ تلفون و٣٥ باب مغازه و دکان و اداره ٔ آمار و دارائی است . ارتفاع ١٣٤٠ گز خط آهن مراغه و تبریز از هزارگزی باختر آن عبور میکند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
گاوگان . (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش دهخوارقان شهرستان تبریز و در شمال باختری بخش و خاور دریاچه ٔ ارومیّه واقع، از شمال به دهستان ممقان، از جنوب به دهستان شیرامین، از خاور به بخش اسکو، از باختر به دریاچه ٔ ارومیه محدود میباشد. آب و هوای این دهستان بواسطه ٔ مجاورت با دریاچه ٔ ارومیّه مرطوب و مالاریائی بوده و قراء آن در جلگه واقع و خط آهن و شوسه ٔ تبریز و مراغه از این دهستان عبور مینماید. آب دهستان آنجا از چشمه و قنات و رود آذرشهر تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات، انگور، بادام، گردو و زردآلو میباشد. این دهستان از ١٥ آبادی بزرگ و کوچک که نفوسش جمعاً ١٠٢٥٦ تن است، تشکیل شده . قراء عمده ٔ آن قاضی جهان، تیمورلو، دستجرد میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).