گاومیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاومیری . (اِخ ) دهی است از دهستان دژگان بخش بستک شهرستان لار، واقع در ١٢٦ هزارگزی جنوب خاور بستک و ٨٠٠٠ گزی شوسه ٔ بستک به بندرعباس . جلگه، گرمسیر مالاریائی، دارای ١٩٢ تن سکنه . آب آنجا از چاه و باران . محصول آنجا غلات، خرما، تنباکو، شغل اهالی زراعت . راه آن فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
گاومیری . (حامص مرکب، اِ مرکب ) مرض عام وبایی گاو هرچه باشد. وباء گاوان . گاومرگی . وبای گاوی . مرگامرگی گاو. یوت گاو. رجوع به گاومرگی شود.