گاوزهرج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاوزهرج . [ زَ رَ ] (اِ مرکب ) معرب گاوزهره است، و آن حجری است که متکون می شود در شکم گاو و یا در زهره ٔ آن که به فارسی پادزهر گاوی و به هندی کای روهن نامند. (فهرست مخزن الادویه ). جاوزهرج گویند و آن حجرالبقر است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به گاوزهره شود.