گاوبندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاوبندی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) حقی که در بعض املاک دیگران دارند، که بموجب آن توانند به نفع خود مقداری از اراضی آن را همه ساله زراعت کنند و بهره بردارند. زرع در دهی که مالک او دیگری است با اجازه ٔ صاحب ده . عمل آنکه مجاز است در قسمتی از ملک دیگری با ادای حقی زراعت کند و بهره بردارد. ◄ با کسی گاوبندی داشتن، در منافعی نامشروع با هم شریک بودن . با کسی گاوبندی کردن . با او در عملی شریک شدن .
گاوبندی . [ ب َ ] (اِخ ) مرکز بلوک فومستان در ناحیه ٔ عباسی و جنوب لارستان که همان قصبه ٔ فومستان باشد. (فارسنامه ٔ ناصری ج ٢ ص ٢٩٠). و رجوع به فومستان شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی